پنجشنبه, ۴ تیر ۱۴۰۵ / قبل از ظهر / | 2026-06-25
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: 7703 |
تاریخ انتشار : 07 اردیبهشت 1405 - 12:03 |
ارسال به دوستان
پ

به گزارش خبرواقعی – جنگ در هر نقطه از جهان که رخ دهد، یک حقیقت مشترک دارد: کودکان آن را عمیق‌تر از بزرگسالان تجربه می‌کنند. نه به خاطر درک سیاسی از علت درگیری، بلکه به خاطر از دست دادن امنیت پایه‌ای که حق هر کودکی است. من حمیدرضا یوسفی به، کارشناس ارشد روانشناسی کودکان، در […]

به گزارش خبرواقعی – جنگ در هر نقطه از جهان که رخ دهد، یک حقیقت مشترک دارد: کودکان آن را عمیق‌تر از بزرگسالان تجربه می‌کنند. نه به خاطر درک سیاسی از علت درگیری، بلکه به خاطر از دست دادن امنیت پایه‌ای که حق هر کودکی است. من حمیدرضا یوسفی به، کارشناس ارشد روانشناسی کودکان، در این یادداشت برای خبرواقعی روشن می‌کنم: اکنون، فارغ از اینکه در کدام سوی مرزها زندگی می‌کنید، زمان طلایی برای «آرامش روانی کودک» فرا رسیده است. آتش‌بس یا پایان جنگ، پنجره درمان است.

چرا سکوت پس از جنگ، فریبنده‌ترین لحظه است؟

والدین در سراسر جهان اغلب فکر می‌کنند با خاموش شدن صدای بمب‌ها، همه چیز به روال عادی بازمی‌گردد. اما تجربه بالینی من در مناطق جنگی مختلف (از بالکان تا غرب آسیا) نشان می‌دهد که هفته‌ها و ماه‌های پس از آتش‌بس، اوج بروز نشانه‌های استرس پس از سانحه (PTSD) در کودکان است. خواب‌پریشی، پرخاشگری بی‌دلیل، وابستگی افراطی به والدین، یا برعکس، گوشه‌گیری و سکوت طولانی – اینها زنگ خطر نیاز به «آرامش روانی کودک» هستند.

مادری در یک کلینیک سیار به من گفت: «پسرم دیگر مثل قبل نیست. حتی صدای باد شدید او را به گریه می‌اندازد.» پاسخ من روشن است: ذهن کودک در زمان جنگ مانند یک دفتر خیس خورده می‌ماند. آتش‌بس به معنای خشک شدن دفتر نیست؛ باید با دقت ورق‌هایش را جدا کنیم.

پنج اشتباه جهانی والدین در مواجهه با کودکان جنگی

پس از سال‌ها کار با خانواده‌های درگیر بحران در نقاط مختلف جهان، پنج اشتباه رایج را شناسایی کرده‌ام که «آرامش روانی کودک» را مختل می‌کند – صرف نظر از فرهنگ و کشور:

  1. انکار واقعیت: گفتن «چیزی نشده، نترس» احساس کودک را بی‌اعتبار می‌کند.

  2. تماشای اخبار خشونت‌بار با حضور کودک: تصاویر تکراری از ویرانه‌ها و اجساد، ضربه دوم را وارد می‌کند.

  3. حرف نزدن از جنگ: سکوت والدین باعث می‌شود کودک تخیلات ترسناک‌تری بسازد.

  4. بازی نکردن هدفمند: بازی، زبان طبیعی کودک برای پردازش تروماست. منع بازی، مسدود کردن تنها راه فرار اوست.

  5. بی‌توجهی به نیازهای جسمی پایه: بی‌خوابی، کم‌آبی و گرسنگی، اضطراب را ده برابر می‌کنند.

سه تکنیک عملی برای «آرامش روانی کودک» در هر جنگی و پس از آن

به گزارش خبرواقعی، این راهکارها فارغ از موقعیت جغرافیایی، توسط خانواده‌های بسیاری در نقاط مختلف جهان با موفقیت اجرا شده است:

تکنیک اول: جعبه احساسات امن
یک جعبه کوچک به کودک بدهید تا هر روز «احساس جنگ» خود را روی کاغذ نقاشی کند (یا با کمک شما بنویسد)، سپس کاغذ را داخل جعبه بیندازد. آخر هفته، بدون قضاوت و تنها با سوالاتی مثل «این یعنی چه؟»، نقاشی‌ها را مرور کنید. این روش به تخلیه نمادین ترس کمک می‌کند و پایه‌ای برای آرامش روانی کودک فراهم می‌آورد.

تکنیک دوم: نقشه امنیت خیالی 
از کودک بخواهید نقشه خانه یا اتاق خود را بکشد و جاهایی که در زمان جنگ بیشترین احساس امنیت را داشته (مثلاً زیر میز، کنار والدین، یا گوشه کمد) علامت بزند. سپس با او قرار بگذارید که فعلاً آن نقاط، «پناهگاه آرامش» هستند. این کار کنترل موقعیت را به کودک بازمی‌گرداند – یکی از کلیدی‌ترین عوامل کاهش تروما.

تکنیک سوم: تنفس چراغ راهنما
تمرینی ساده و بدون وابستگی به زبان یا فرهنگ:

  • چراغ قرمز (قرمز = ایست): کودک نفس خود را ۳ ثانیه حبس کند.

  • چراغ زرد (آماده باش): هوا را آرام از بینی به داخل بکشد (۴ ثانیه).

  • چراغ سبز (برو): با صدای «ششش» از دهان خارج کند (۶ ثانیه).
    این تمرین را روزی سه بار، هر بار ۵ چرخه انجام دهید. سیستم عصبی را آرام می‌کند و یک ابزار همیشگی برای آرامش روانی کودک در هر بحران آینده می‌شود.

نقش اجتماع را در ترمیم روانی کودکان دست کم نگیرید

جنگ هرگز فقط یک تجربه فردی نیست؛ یک ترومای جمعی برای تمام کودکان یک منطقه است. مدرسه‌ها باید جلسات بازی درمانی گروهی برگزار کنند. همسایگان می‌توانند «نیم ساعت قصه‌گویی بدون خبر» ترتیب دهند. مساجد، کلیساها، معابد و هر فضای اجتماعی امن، میزبان حلقه‌های نقاشی مشترک باشند. من تأکید می‌کنم: آرامش روانی کودک یک پروژه جمعی است؛ نه فقط وظیفه پدر و مادر.

همچنین، اگر در منطقه‌ای زندگی می‌کنید که جنگ تازه پایان یافته، مراقب «نشانه‌های دیررس» باشید. شب‌ادراری، لکنت زبان ناگهانی، کابوس‌های مکرر، امتناع از جدایی از والدین، یا افت شدید تحصیلی – همه نشانه‌هایی که نیاز به مداخله تخصصی دارند.

 از هر جنگی، کودکانی قوی‌تر می‌توانند بیرون بیایند

جنگ پایان می‌پذیرد، اما زخم‌های ذهن کودک اگر درمان نشوند، تا بزرگسالی باقی می‌مانند و به شکل خشونت، افسردگی یا اختلالات شخصیتی بروز می‌کنند. خبر خوب این است که مغز کودک انعطاف‌پذیر است. با تکنیک‌های ساده، صبوری و عشق بی‌قید و شرط، می‌توان «آرامش روانی کودک» را بازگرداند.

من به عنوان یک روانشناس که هزاران چهره ترسیده را دیده است، می‌گویم: مهم نیست در کدام کشور و در کدام جنگ زندگی کرده‌اید. مهم این است که امروز، در این نفس‌های آرام پس از طوفان، دست کودک خود را بگیرید و بدون اینکه از او بخواهید فراموش کند، کمک کنید تا قصه جنگ را طور دیگری برای خود روایت کند. خبرواقعی این یادداشت را به امید روزهایی می‌نویسد که هیچ کودکی در هیچ نقطه از جهان، صدای انفجار را به جای لالایی نشنود.

    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
تبلیغات
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری خبرواقعی در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید