به گزارش خبرواقعی، جنگ علیه ایران برای صنایع تسلیحاتی آمریکا تبدیل به یک فرصت طلایی شده است. بررسیهای تازه نشان میدهد سودجویی جنگ ایران از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی، سهام شرکت لاکهید مارتین -بزرگترین پیمانکار پنتاگون- را ۴۰ درصد بالا برده است. این در حالی است که واشنگتن روزانه ۱.۸ میلیارد دلار برای این جنگ هزینه میکند. محققان میگویند: […]
به گزارش خبرواقعی، جنگ علیه ایران برای صنایع تسلیحاتی آمریکا تبدیل به یک فرصت طلایی شده است. بررسیهای تازه نشان میدهد سودجویی جنگ ایران از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی، سهام شرکت لاکهید مارتین -بزرگترین پیمانکار پنتاگون- را ۴۰ درصد بالا برده است. این در حالی است که واشنگتن روزانه ۱.۸ میلیارد دلار برای این جنگ هزینه میکند. محققان میگویند: «هیچوقت جنگ با این صراحت برای سود کوتاهمدت دستکاری نشده بود.»
لاکهید مارتین؛ برنده بیرقابت جنگ علیه ایران
۴۰ درصد افزایش سهام در میانه بمبارانها
از آغاز سال ۲۰۲۶، همزمان با تشدید حملات آمریکا به ایران، قیمت سهام لاکهید مارتین جهشی بیسابقه داشته است. نزدیک به ۴۰ درصد. این عدد تصادفی نیست. پایگاه خبری «میدل ایست آی» گزارش داده که پنتاگون برای تأمین مهمات مصرفشده در جنگ (موشکهای رهگیر، تاماهاک و بازسازی رادارهای منهدمشده) مجبور به درخواست بودجه اضافی شده است. همان بودجه مستقیماً به جیب همان شرکتها سرازیر میشود. این یعنی سودجویی جنگ ایران در عمل، یک چرخه پرسود برای تسلیحاتسازان است.
هزینه روزانه ۱.۸ میلیارد دلاری بر دوش مالیاتدهنده
هر روزی که جنگ ادامه پیدا میکند، آمریکا ۱.۸ میلیارد دلار هزینه میکند. این پول از جیب مردم عادی آمریکا خارج میشود. اما مقصد نهایی آن، شرکتهای تسلیحاتی مثل لاکهید مارتین، نورتروپ گرامن و ریتیون است. اندرو فاینستاین، پژوهشگر صنعت تسلیحات، میگوید: «من هرگز ندیدهام جنگ و درگیری با این صراحت برای سودجویی کوتاهمدت دستکاری شود. این عاملی کاملاً مختص حمله به ایران است.» به عبارت دیگر، سودجویی جنگ ایران یک الگوی از پیش طراحیشده نیست؛ بلکه نتیجه طبیعی سیستمی است که از بیثباتی تغذیه میکند.
نظر اقتصاددانان؛ ریسک و عدم اطمینان، طلای سیاه تسلیحاتسازان
جگانادا پاوان تاموادا، استاد اقتصاد کسبوکار در دانشگاه کینگستون، توضیح میدهد: «از منظر انگیزشی، این نتایج پیامدهای قابلپیشبینی سیستمهایی هستند که در آن عدماطمینان و ریسک مستقیماً تبدیل به پول میشود.» او میگوید هزینه بیثباتی را شرکتهای تسلیحاتی احساس نمیکنند؛ بلکه آن را به عنوان مزیت تجربه میکنند. در این میان، ریسکها به پاییندست (مردم و مصرفکنندگان) تحمیل میشود و سود به بالادست (سهامداران و مدیران صنایع نظامی) میرسد. این ساختار، سودجویی جنگ ایران را به امری اجتنابناپذیر تبدیل کرده است.
نقش ایران در تشدید هزینههای نظامی آمریکا
عملیات وعده صادق ۴ و مصرف انبوه موشکهای رهگیر
دفاع ایران در برابر حملات آمریکا، ضربه سنگینی به زرادخانه پنتاگون زده است. در عملیات وعده صادق ۴، پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه هدف قرار گرفت. منابع نظامی گزارش دادهاند که شماری از رادارهای پدافندی آمریکا منهدم شده و حجم عظیمی از موشکهای رهگیر مصرف گردید. همچنین موشکهای تاماهاک که هر کدام میلیونها دلار قیمت دارند، در حملات هوایی علیه ایران به کار گرفته شدند. جایگزینی این مهمات، پنتاگون را مجبور به سفارش بازتولید به شرکتهای پیمانکار کرده است. همین موضوع، سهام لاکهید مارتین را بیش از پیش بالا برده است.
بسته شدن تنگه هرمز و شوک به بازارهای انرژی
اقدام ایران در بستن تنگه هرمز به روی کشتیهای دشمن و مشروط کردن تردد برای دیگر کشورها، شوک بیسابقهای به بازارهای مالی و انرژی جهان وارد کرد. قیمت سوخت در بسیاری از کشورها، بهویژه در اروپا، افزایش یافت. این وضعیت، هرچند برای خانوارهای اروپایی گران تمام شد، اما شرکتهای نفتی و تسلیحاتی هر دو سود کردند. روث لندن، عضو مؤسس گروه اقدام علیه فقر سوختی، میگوید: «این طور نیست که کمبود، هزینههای شرکتها را افزایش میدهد. در عوض، آنها هزینه بیشتری دریافت میکنند چون میتوانند. مبلغ مابهتفاوت را به جیب میزنند.» او تأکید میکند که صنعت سوخت فسیلی نیز از جنگ علیه ایران سود سرشاری برده است.
آمار وحشتناک؛ رشد هزینههای نظامی جهانی
مؤسسه پژوهش صلح استکهلم (سیپری – SIPRI) گزارش داده است که هزینههای نظامی جهانی در سال ۲۰۲۵ به رقم باورنکردنی ۲ هزار و ۸۸۷ تریلیون دلار افزایش یافته است. جنگ ایران بخش بزرگی از این رشد را به خود اختصاص داده است. لاکهید مارتین به تنهایی مبلغی از پول مالیاتدهندگان آمریکایی دریافت میکند که از کل بودجه وزارت امور خارجه آمریکا بیشتر است. این یعنی واشنگتن بیش از آنکه به دیپلماسی بها دهد، به جنگ و تسلیحات اهمیت میدهد. سودجویی جنگ ایران فقط یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک اتهام اخلاقی سنگین به صنایعی است که از خون و فقر تغذیه میکنند.
۴۰ درصد رشد سهام لاکهید مارتین، ۱.۸ میلیارد دلار هزینه روزانه، ۱۰ هزار مرگ سالانه ناشی از فقر سوختی در بریتانیا و میلیونها دلار پاداش برای مدیران صنایع نظامی. اینها ارقام سردی نیستند. آنها تصویر واقعی سودجویی جنگ ایران را ترسیم میکنند: جنگی که هزینهاش را مردم فقیر آمریکا و اروپا میدهند، اما سودش را سهامداران شرکتهای تسلیحاتی میبرند. تا وقتی این چرخه ادامه داشته باشد، صلح یک رؤیای دستنیافتنی خواهد ماند.