گزارش پایگاه خبری خبرواقعی به نقل از روزنامه رمز اقتصاد روزنامه رمز اقتصاد در صفحه اول خود، بحران ناترازی گاز پتروشیمی را برجسته کرده و پرسیده چرا صنایع پیشران اقتصاد همیشه اولین قربانی محدودیتهای زمستانی هستند. این گزارش تحلیلی نشان میدهد اولویت مطلق مصرف خانگی، هزینههای سنگینی بر اقتصاد ملی تحمیل میکند. اولویت مطلق مصرف […]
گزارش پایگاه خبری خبرواقعی به نقل از روزنامه رمز اقتصاد
روزنامه رمز اقتصاد در صفحه اول خود، بحران ناترازی گاز پتروشیمی را برجسته کرده و پرسیده چرا صنایع پیشران اقتصاد همیشه اولین قربانی محدودیتهای زمستانی هستند. این گزارش تحلیلی نشان میدهد اولویت مطلق مصرف خانگی، هزینههای سنگینی بر اقتصاد ملی تحمیل میکند.
اولویت مطلق مصرف خانگی در زمستان، ظرفیت پتروشیمی را خاموش میکند؛ کاهش ۸ درصدی تولید، ضرر ماهانه ۸۰ میلیون دلاری و از دست رفتن ارزآوری.
در اوج مصرف زمستانی، گاز طبیعی به جای خوراک صنایع پتروشیمی، به گرمایش خانگی اختصاص مییابد. این انتخاب هر سال بخشی از ظرفیت تولید و صادرات را قربانی میکند و درآمد ارزی کشور را کاهش میدهد؛ آیا گاز ارزان خانگی ارزش این زیان ملی را دارد؟
گاز؛ ستون اقتصاد یا منبع هدررفت فصلی
گاز طبیعی در ایران بیش از یک حامل انرژی است؛ ستون فقرات امنیت انرژی، منبع اصلی درآمد ارزی و خوراک کلیدی صنایع پتروشیمی. اما هر زمستان، با افزایش مصرف خانگی برای گرمایش، سیاستگذار ناچار به محدود کردن گاز صنایع میشود.
نتیجه این اولویتبندی، توقف یا کاهش شدید تولید واحدهای متانول و اوره است؛ صنایعی که گاز را نه برای سوزاندن، بلکه برای خلق ارزش افزوده به کار میگیرند.
خاموشی واحدهای پتروشیمی در زمستان
پتروشیمیها در زمستان قربانی اصلی این سیاست هستند. گاز متان – خوراک اصلی تولید متانول و اوره – قطع میشود و واحدهای تولیدی یا بهطور کامل خاموش میشوند یا با ظرفیت بسیار پایین کار میکنند.
این توقف، هزینههای سنگین راهاندازی مجدد، آسیب به تجهیزات و از دست رفتن تعهدات صادراتی را به همراه دارد. شرکتهای بورسی متانولی سالانه حدود ۹ همت و اورهایها حدود ۶۸ همت سود میسازند؛ مجموعاً ۷۷ همت (معادل حدود یک میلیارد دلار). هر ماه محدودیت گاز، بهطور متوسط ۸ درصد تولید را کاهش میدهد که ضرر ماهانه بیش از ۶.۲ همت (حدود ۸۰ میلیون دلار) به دنبال دارد.
زیانهای پنهان و گسترده ناترازی
این زیان فقط به شرکتهای بورسی محدود نیست؛ واحدهای خارج از بورس نیز بخش بزرگی از ظرفیت را در اختیار دارند و زیانشان در آمار رسمی کمتر دیده میشود. پتروشیمیها یکی از بزرگترین صادرکنندگان غیرنفتی ایران هستند.
کاهش تولید آنها، تراز تجاری را بدتر میکند و در نیمه نخست سال که کسری تجاری حدود ۲.۴ میلیارد دلار بوده، این افت میتواند ۳.۳ درصد از کسری را تشدید کند. اثر وزنی آن بر کل صادرات کشور نیز حدود ۲ درصد است که در بازاری حساس به عرضه ارز، نرخ دلار را بالا میبرد و تورم را تشدید میکند.
ریشههای مزمن ناترازی گاز
چرا این اتفاق هر سال تکرار میشود؟ ریشه در ناترازی گاز پتروشیمی است. ایران با وجود ذخایر عظیم، سالهاست سرمایهگذاری کافی در توسعه میادین، نگهداری و فشارافزایی نداشته است.
بسیاری از چاهها فرسوده شدهاند و تجهیزات قدیمی بازدهی را کاهش داده است. همزمان، مصرف خانگی بدون اصلاح الگوی مصرف و ابزارهای قیمتی، افسارگسیخته رشد کرده است. نتیجه: با اولین موج سرما، ناترازی ظاهر میشود و صنایع قربانی میشوند.
اولویت اجتماعی یا هزینه ملی؟
اولویتدهی به مصرف خانگی، از منظر اجتماعی قابل درک است؛ گرمایش منازل و امنیت مردم اولویت دارد. اما نبود راهحلهای مکمل – مانند توسعه ذخیرهسازی، افزایش تولید گاز، استفاده از انرژیهای جایگزین یا قیمتگذاری پلکانی – این انتخاب را به یک سیاست پرهزینه تبدیل کرده است.
گاز در بخش خانگی ارزش افزوده مستقیمی ایجاد نمیکند، اما در پتروشیمی چندین برابر ارزش اولیه، ارزآوری و اشتغال مولد به همراه دارد.
درس از تجربیات جهانی
در سطح جهانی، کشورهایی مانند قطر و نروژ گاز را عمدتاً به خوراک صنایع اختصاص میدهند و مصرف خانگی را با بهینهسازی و انرژیهای جایگزین مدیریت میکنند.
ایران نیز میتواند با سرمایهگذاری در فشارافزایی پارس جنوبی، توسعه ذخیرهسازی فصلی و اصلاح الگوی مصرف، این ناترازی را کاهش دهد. بدون این اقدامات، هر زمستان بخشی از ظرفیت پتروشیمی خاموش میماند و فرصت ارزآوری از دست میرود.
این مسئله دیگر یک چالش صنعتی نیست؛ یک موضوع ملی است. کاهش صادرات پتروشیمی، فشار بر بازار ارز، تورم و کاهش رفاه عمومی را به دنبال دارد. گاز میتواند موتور توسعه باشد، اما با سیاست فعلی، هر زمستان بخشی از آن هدر میرود.
«گاز ارزان خانگی، طلای پتروشیمی را قربانی میکند؛ در هر ماه محدودیت گازی، ۸۰ میلیون دلار ارزآوری از دست میرود.»
گاز؛ سوخت ارزان یا خوراک توسعه؟
اولویت مصرف خانگی قابل درک است، اما بدون سرمایهگذاری در تولید گاز و اصلاح الگوی مصرف، هر زمستان بخشی از ظرفیت پتروشیمی قربانی میشود. زمان انتخاب هوشمندانه فرا رسیده: گاز را به موتور ارزشآفرینی تبدیل کنیم، نه فقط به سوخت زمستانی.